اينجا همه چي درهمه!!! |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جمعه 13 آبان 1390برچسب:, :: 13:3 :: نويسنده : مينو
خانه و جهان
رابيندرانات تاگور زهرا خانلري
انتشارات توس نی کیل از شاهزادگان و ثروتمندان هندی است که مردی آزاده و آزاد اندیش است . عاشق وطنش است و با هر گونه زورگویی ای مخالف است او می خواهد همسرش را از دنیای سنتی جدا کرده و دنیای جدید را به او نشان دهد . بملا همسر نی کیل زنی که سنتی پرورش یافته و شاید ظرفیت پذیرش روح نی کیل را ندارد . سندیپ مردی که آمده تا هند را تغییر دهد و می گوید حتی در این راه خشونت نیز ایرادی ندارد . داستان گزارش های مختلف این سه نفر از روند زندگی هست اندیشه های نی کیل ، تمایل همسرش به سندیپ و ..... کتاب تقریبا خوبی بود . در حقیقت من موضوع داستان و مایه های روان شناسیش را خیلی پسندیدم ولی سبک نگارشش به نظرم اصلا قوی و خوب نبود هرچند نمی دونم ترجمه هم توی بدتر شدن این قضیه نقش داشت یا نه . از روی این کتاب توسط یکی از کارگردان های معروف هندی فیلمی هم ساخته شده . تاگور هم از نویسنده های معروف هند هست که جیزه نوبل را از آن خودش کرد .
قسمت هاي زيبايي از كتاب درس بزرگي كه از سراسر تاريخ گرفته مي شود اين است : آنچه مي توانم از ديگران به زور بگيرم در واقع به خود من تعلق دارد .
اگر مردان اين استعداد حيرت انگيز را نداشتند كه در رشته هايي كه به وسيله ي خودشان بافته مي شود گرفتار شوند ، هيچ چيز ديگر نمي توانست آنان را از آزاد بودن محروم كند .
بشر بسيار بزرگتر از همه ي آن چيزهايي است كه در اين دنيا ممكن است از دست بدهد .
چه قدر زندگي آسان مي شد اگر انسان با اطرافيانش توافق و هم آهنگي داشت .
وقتي انسان جز به چيزهاي كوچك زمان حال نمي پردازد ، حقيقت را فراموش مي كند و واقعيت را از دست مي دهد .
زور گفتن براي كشور ، زور گفتن به خود كشور است .
نبايد با تكرار كلمه ي تقوا از آن چيزي كاست ، آنچه آهنگ دلنواز است نبايد به سخنان مبتذل تبديل شود .
ما زن ها هرگز مردان را نخواهیم شناخت . آنان هنگامی که در دنبال کردن کاری مصمم اند هرگز در خرد کردن قلب ها تردیدی به خود راه نمی دهند تا جاده ای را که می خواهند ارابه شان را از آن عبور بدهند ، هموار کنند . ![]() جمعه 13 آبان 1390برچسب:, :: 13:3 :: نويسنده : مينو
مطرود
لوئيجي پيراندلو آزاده آل محمد
انتشارات روشنگران و مطالعات زنان مارتا همسر باردار روكو در شهري كوچك است . گرگوريو كه مدتي مهمان شهر آنهاست عاشق مارتا شده و برايش نامه هاي عاشقانه مي نويسد . روزي روكو همسرش را در حال خواندن يكي از نامه ها غافلگير كرده و او را از خانه بيرون مي راند . پدر مارتا نيز از شرم خانه نشين مي شود و مارتا حس انزجار دارد . انزجار از اينكه بيگناه رها شده و آبرويش رفته است اما او مي خواهد براي زندگي مبارزه كند . قشنگ بود خوشم اومد احساسات مارتا ، سرنوشتش و تلاشش براي مبارزه همه زيبا و قابل تحسين بودند هر چند يك جورايي منو ياد داستان هاي دلدا مي انداخت . يك جوري كلاسيكي كه مايه هاي روان شناسي زيادي توي خودش داره . قبلا كتاب به نوبت را هم از ايشون معرفي كردم اگه علاقه مند باشيد . آقاي پيراندلو يك دختر و دو تا پسر داشته كه يكي از پسراش با نام مستعار نمايش نامه نويس و كارگردان تئاتر بوده و ديگري فائوستو از نقاشان معروف ايتاليايي در قرن 20 محسوب مي شه . آقاي پيراندلو خودشبعدها عاشق يكي از هنرپيشه هاي تئاتر مي شه و حتي 4تا نمايش نامه هم براش مي نويسه .
قسمت زيبايي از كتاب هر چه بيشتر دوست بداري كمتر مي انديشي . در راه عشق مي بايست همه چيز را به فراموشي سپرد . ![]() جمعه 13 آبان 1390برچسب:, :: 13:3 :: نويسنده : مينو
بيست داستان
لوئیجی پيراندلو زهرا خانلري
انتشارات علمي فرهنگي سه انديشه ي دخترك گوژپشت : دختر گوژپشت كه پسر همسايه به او نگاه مي كند . يك مجموعه داستان ديگه از پيراندلو . خيلي قشنگ بود و واقعا به دلم نشست با وجود طولاني بودن اصلا خسته نمي شدم موضوعاتش و سرانجام داستان هاش را دوست داشتم كلا به نظرم مي رسه پيراندلو قلمش براي داستان كوتاه مناسب تر بوده . پيراندلو با دختر يكي از دوستان پدرش ازدواج مي كنه دختري بسيار زيبا و بدون هيچ علاقه اي به هنر يا ادبيات . اونها 3 بچه پيدا مي كنند ولي بعد از زايمان سوم كار خانمش به جنون مي كشه و حتي در تيمارستان هم بستري مي شه . ![]() جمعه 13 آبان 1390برچسب:, :: 13:3 :: نويسنده : مينو
يكي هيچ كس صدهزار
لوئيجي پيراندللو بهمن فرزانه
انتشارات علمي فرهنگي داستان در مورد موسكاردا است مردي ثروت مند كه روزي زنش به او مي گويد دماغش كج است و همين بهانه اي مي شودبراي اينكه مرد بارها و بارها خود ا در اينه ببيند توجه كند كه از ديدگاه سايرين چه شكلي است و كم كم به شكل و شمايل و خصوصيات اخلاقي خود شك كند . دوسش نداشتم شايد موضعش جالب باشه اما در داستان كوتاه يك جورايي حرفها و صحبتهاش حوصله من رو كه سر برد .
قسمت زيبايي از كتاب آه كه زن ها چه قدر جالبند و شوهرها قدرشان را نمي دانند . زن ها آفريده شده اند تا عيوب شوهران خود را كشف كنند . ![]() جمعه 13 آبان 1390برچسب:, :: 13:3 :: نويسنده : مينو
سفر
لوئيجي پيراندلو بهمن فرزانه
انتشارات پنجره شب زفاف : دختر جوان به زور با مرد بيوه اي ازدواج كرده كه نگهبان قبرستان است . فرولا خانم و دامادش آقاي بانزا : مادرزن مي گويد داماد دخترش را محبوس كرده و داماد مي گويد مادرزن ديوانه است و دخترش مرده و اين زن همسر دوم اوست نه دختر ان پيرزن . به صورت نمايش نامه روي صحنه مي رود . خيلي قشنگ بود و واقعا به دلم نشست هم موضوعات بسيار زيبا بود هم روند داستان و هم پايانش و ترجمه آقاي فرزانه بي نظيره بسيار روان و جذاب ترجمه مي كنه . آقاي پيراندلو در سال 1934 برنده جايزه نوبل مي شوند . ![]() آخرین مطالب ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() آرشيو وبلاگ پيوندها ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]() ![]() نويسندگان
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |